ممیّز

رفت‌و‌آمدی مداوم، میان رؤیا و حقیقت.

ممیّز

رفت‌و‌آمدی مداوم، میان رؤیا و حقیقت.

يكشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۷، ۰۷:۰۳ ب.ظ

«دنبال خو با گور بردنَه»

چیزی که از من باقی مانده ته‌مانده‌ای‌ست از گذشته‌ام. شبحی از آرزوها، علایق، انگیزه‌ها، نفرت‌ها و عشق‌هایم. به من می‌گویند با این ته‌مانده کاری بیش‌ از آن که پیش‌تر می‌کردی بکن. من خودم را پیدا نمی‌کنم. 

انگار یک نفر کشتی‌گیر را تا سرحدّ مرگ زده باشی و بعد به بدن رنجور و لت‌وپارشده‌اش نگاه کنی و بگویی بلند شو. فینال قهرمانی‌ت مانده. بعد بگویی چرا ضربه‌هایت کاری نیست. لابد چون ضربه‌های پیشین کاری بودند.

من خسته‌ام. خسته‌ام و خستگی‌ام درنمی‌رود. اینکه از من مانده صرفاً ته‌مانده‌ایست از گذشته‌ام.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۸/۱۳
سا را

نظرات  (۱)

۱۷ آبان ۹۷ ، ۰۱:۲۴ دُختَرِ هَیولا
خوب شو.:(
پاسخ:
الآن خیلی بهترم آی‌لار جانم.:* روزی که این رو نوشتم روز جهنّمی‌ای بود.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی